لطیفه های ریاضی
بخشی از وصیت نامه ی حسین پناهی
دیگه فعلا ریاضی بسه
قبر مرا نیم متر کمتر عمیق کنید تا پنجاه سانت به خدا نزدیکتر باشم.
بعد از مرگم، انگشتهای مرا به رایگان در اختیار اداره انگشتنگاری قرار دهید.
به پزشک قانونی بگویید روح مرا کالبدشکافی کند، من به آن مشکوکم!
ورثه حق دارند با طلبکاران من کتک کاری کنند.
عبور هرگونه کابل برق، تلفن، لوله آب یا گاز از داخل گور اینجانب اکیدا ممنوع است.
بر قبر من پنجره بگذارید تا هنگام دلتنگی، گورستان را تماشا کنم.
کارت شناسایی مرا لای کفنم بگذارید، شاید آنجا هم نیاز باشد! مواظب باشید به تابوت من آگهی تبلیغاتی نچسبانند.
روی تابوت و کفن من بنویسید: این عاقبت کسی است که زگهواره تا گور دانش بجست.
دوست ندارم مردم قبرم را لگدمال کنند.
در چمنزار خاکم کنید!
کسانی که زیر تابوت مرا میگیرند، باید هم قد باشند.
شماره تلفن گورستان و شماره قبر مرا به طلبکاران ندهید.
گواهینامه رانندگیم را به یک آدم مستحق بدهید، ثواب دارد.
در مجلس ختم من گاز اشک آور پخش کنید تا همه به گریه بیفتند.
نامساوی غیرممکن
معلم ریاضی به دانش آموزان گفت : بعضی از نامساوی ها غیر ممکن است مثلا هیچ عددی از خودش بزرگ تر نیست. ناگهان یک دانش آموز در اومد و گفت : ولی آقا من یه عدد سراغ دارم که از خودش بزرگ تره. معلم با تعجب پرسید چه عددی ؟ دانش آموز گفت آقا ، نیم. معلم گفت چطور؟ دانش آموز گفت: آخه من هر وقت میوه ای را با برادرم قسمت می کنم نصف بزرگ ترش رو برای خودم برمی دارم
***********************************************
پس لطفا انتظار نداشته باشید این مثال ها رو حل کنم ...
اینم مدرکش ...... ملاحظه کنید ...

سوال: اگر سر پرگار گيج برود چه مي كشد؟
پاسخ : بيضي
سوال: شباهت دماسنج و ورقه امتحاني چيست؟
پاسخ : وقتي كه هر دو به صفر برسند، آدم مي لرزد!
سوال: چرا همه مي گويند: «عرضي ندارم» و به جاي آن نمي گويند: «طولي ندارم»؟
پاسخ : اگر بخواهم جوابش را خدمتتان «عرض» كنم 2 ساعت «طول» مي كشد!
********************************************************
یه روز یکی از خدا میپرسه خدایا ۱۰۰۰ سال برات چقدره ؟
خدا میگه به اندازه یک دقیقه
باز از خدا میپرسه خدایا ۱۰۰۰۰۰۰۰دلار برات چقدره؟
خدا میگه به اندازه یک ریال
بعد میگه خدایا میشه یک ریال به من بدی ؟
خدا میگه باشه فقط یک دقیقه صبر کن
*******************************************
پدر به پسرش گفت: (راستی صبح چی میخواستی به من بگی؟)
پسر با شرمندگی : نمی خوام شما را بترسونم , ولی امروز صبح معلم ریاضی مان
گفت كه از
این به بعد هر كسی مساله ریاضی را غلط حل كند , تنبیه می شود
************************************
نصف پرتقال
معلم ریاضی از دانش آموزپرسید :‹‹اگر مادرت به تو بگوید نصف
پرتقال را می خواهی یا
هشت شانزدهم ، كدامش راانتخاب می كنی ؟››
دانش آموز پاسخ داد:‹‹ نصف پرتقال را !››
معلم
گفت:‹‹ مگر نمی دانی
نصف پرتقال با هشت شانزدهم پرتقال یكی است؟››
دانش آموز جواب داد :‹‹ چدا
آقا ! می دانیم ، ولی پرتقالی كه شانزده تكه شده باشد ، قابل
خوردن نیست
*****************************************
محاسبه عجیب
از پدری پرسيدند: آيا درست است که می گويند:(زمانی فرا خواهد رسيد که پسرها
بزرگتر ازپدرشان خواهند شد؟)گفت:اتفاقا اين موضوع سخت ذهن مرا به خود مشغول کرده
است.
البته کاری به استعداد ونبوغ شان ندارم.منظور من سن وسال آنهاست.....
پرسيدند:به چه دليل؟
گفت:به اين دليل که برايتان شرح خواهم داد.
وقتی پسرم متولدشد من۳۰ سال داشتم.يعنی ۳۰ برابر او سن داشتم.
وقتی ۲ ساله شدمن۳۲ سال داشتم.يعنی۱۶ برابراوسن داشتم.
وقتی۳ ساله شدمن۳۳ سال داشتم.يعنی۱۱ برابر او سن داشتم.
وقتی۵ ساله شدمن۳۵ سال داشتم.يعنی۷ برابر او سن داشتم.
وقتی۶ ساله شدمن۳۶ سال داشتم.يعنی۶ برابر او سن داشتم.
وقتی۱۰ ساله شدمن۴۰ سال داشتم.يعنی۴ برابر او سن داشتم.
وقتی۱۵ ساله شدمن۴۵ سال داشتم.يعنی۳ برابراو سن داشتم.
حالا او۳۰ ساله شده است ومن۶۰ سال دارم يعنی ۲ برابر اوسن دارم.
می ترسم اگر اوضاع به همين منوال پيش رود او به زودی ازمن جلو بزند و اوپدر من يشود و من پسر اوبشوم
************************************
اولي: بگو ببينم: فرق گونيا با نقاله چيست؟
دومي: اين است كه گونيا 300 ريال است ولي نقاله 500 ريال ...
***********************************
ليلا: مريم تو دوست داري معلمها چگونه باشند؟
مريم: من دوست دارم مثل مغازهدارها باشند.
ليلا: چرا؟
مريم: بگويند درس داده شده پس گرفته نميشود.
**************************************************
معلم به دانشآموز: شخصي 500 تومان گوشت، 50 تومان سبزي و 125 تومان لوبيا چشم بلبلي خريد حاصل آن چند ميشود؟
دانشآموز: يك خورشت قورمه سبزي حسابي!
معلم به دانش
آموز : اگرتو 200 تومن پول داشته باشي و برادرت 50 تومن آن را بردارد ، چه قدر پول
برايت مي ماند ؟ دانش آموز:‹300 تومن.›
معلم با عصبانيت :‹300تومن؟!)
دانش آموز:‹چون آنقدر گريه مي كنم تا پدرم 150 تومان ديگر هم به من بدهد!›
******************************************************
معلم : ( مریم
! اگر هم شاگردی ات , سارا , هزار تومان به تو بدهد و دوباره پانصد تومان دیگر هم
بدهد , در مجموع چقدر پول خواهی داشت ؟)
در همین موقع سارا با عصبانیت می گوید : اجازه ! ببخشید , از كیسه خلیفه می بخشید
؟!...
******************************************************
معلم تكليف يكي
از شاگردان رو ميبينه كه نوشته:
15 = 2 + 8
25 = 5 + 10
75 = 18 + 35
15 = 5 + 7
بهش ميگه : پدرت بايد برات معلم بگيره. شاگرده ميگه: ولي اجازه آقا اينا رو بابام
برام حل كرده. معلمه ميپرسه: مگه پدرت چيكاره است؟ پسره ميگه: اجازه ! تو چلوكبابي
كار ميكنه آقا
******************************************************
---------------------------------------------------------------------

سوال: اگر سر پرگار گيج برود چه مي كشد؟
پاسخ : بيضي
سوال: شباهت دماسنج و ورقه امتحاني چيست؟
پاسخ : وقتي كه هر دو به صفر برسند، آدم مي لرزد!
سوال: چرا همه مي گويند: «عرضي ندارم» و به جاي آن نمي گويند: «طولي ندارم»؟
پاسخ : اگر بخواهم جوابش را خدمتتان «عرض» كنم 2 ساعت «طول» مي كشد!
خدا میگه به اندازه یک دقیقه
باز از خدا میپرسه خدایا ۱۰۰۰۰۰۰۰دلار برات چقدر؟
خدا میگه به اندازه یک ریال
بعد میگه خدایا میشه یک ریال به من بدی ؟
خدا میگه باشه فقط یک دقیقه صبر کن
بعضی دانش آموزان به هنگام حل یک مسئله ساده به قدری معطل می کنند که انگار کوه می کنند ...
ملاحظه کنید ...


پسر با شرمندگی : نمی خوام شما را بترسونم , ولی امروز صبح معلم ریاضی مان گفت كه از
این به بعد هر كسی مساله ریاضی را غلط حل كند , تنبیه می شود
البته کاری به استعداد ونبوغ شان ندارم.منظور من سن وسال آنهاست.....
پرسيدند:به چه دليل؟
گفت:به اين دليل که برايتان شرح خواهم داد.
وقتی پسرم متولدشد من۳۰ سال داشتم.يعنی ۳۰ برابر او سن داشتم.
وقتی ۲ ساله شدمن۳۲ سال داشتم.يعنی۱۶ برابراوسن داشتم.
وقتی۳ ساله شدمن۳۳ سال داشتم.يعنی۱۱ برابر او سن داشتم.
وقتی۵ ساله شدمن۳۵ سال داشتم.يعنی۷ برابر او سن داشتم.
وقتی۶ ساله شدمن۳۶ سال داشتم.يعنی۶ برابر او سن داشتم.
وقتی۱۰ ساله شدمن۴۰ سال داشتم.يعنی۴ برابر او سن داشتم.
وقتی۱۵ ساله شدمن۴۵ سال داشتم.يعنی۳ برابراو سن داشتم.
حالا او۳۰ ساله شده است ومن۶۰ سال دارم يعنی ۲ برابر اوسن دارم.
می ترسم اگر اوضاع به همين منوال پيش رود او به زودی ازمن جلو بزند و اوپدر من يشود و من پسر اوبشوم



کخ کن .... کخ کن
اولي: بگو ببينم: فرق گونيا با نقاله چيست؟
دومي: اين است كه گونيا 300 ريال است ولي نقاله
***********************************
ليلا: مريم تو دوست داري معلمها چگونه باشند؟
مريم: من دوست دارم مثل مغازهدارها باشند.
ليلا: چرا؟
مريم: بگويند درس داده شده پس گرفته نميشود.
**************************************************
معلم به دانشآموز: شخصي 500 تومان گوشت، 50 تومان سبزي و 125 تومان لوبيا چشم بلبلي خريد حاصل آن چند ميشود؟
دانشآموز: يك خورشت قورمه سبزي حسابي!
***************************************************
وقتی مغز از ریاضی پر شود ....

روز بعد شاگرد از روی درس شش بار نوشت. معلم به او گفت چرا از روی درس شش بار نوشتی؟!
شاگرد گفت: بدبختی اینجاست که ریاضی مان هم ضعیف است!!!
پسر: يكي از جوابهام غلط بود.
پدر: معلمتون چند تا سؤال داده بود؟
پسر:پنج تا.
پدر: اين خيلي عاليه، پس بقيه سؤال ها رو درست حل كردي؟
پسر: نه دیگه، اصلا وقت نشد به بقيه نگاه كنم..!!
مثبت فکر کنید

جدیدا آموزش و پرورش برای آن بچه هایی که می خواهند سوم دبستان را جهشی بخوانند تست هوش برگزار می کند.شنیده ایم از بعضی بچه ها فقط یک سوال پرسیده اند!!حالا ما هم گفتیم کم نیاوریم... اگر دوست داشتید سری به ادامه مطلب بزنید.اگر هم به هوش خود مطمئن هستید تبریک صمیمانه مارا بپذیرید.شما این توانایی را دارید که کلاس سوم را جهشی بخوانید...

تست:
۱–چگونه می توان یک زرافه را داخل یک یخچال قرار داد؟
۲- چگونه می توان یک فیل را داخل یک یخچال قرار داد؟
۳- شیر، سلطان جنگل، تمام حیوانات را به یک گردهمایی فرا می خواند. تمام حیوانات بجز یکی از این حیوانات در این گردهمایی شرکت می کنند. حیوانی که غایب بوده کدام است؟
۴- شما باید از یک رودخانه عبور کنید. این رودخانه محل زندگی تمساحها است. چگونه از آن عبور می کنید؟
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
.
و اما پاسخ ها:
۱- پاسخ درست این است: در یخچال را باز کنید، زرافه را در آن قرار دهید و سپس در یخچال را ببندید. این سوال به ما یاد می دهد که نباید برای کارهای ساده دنبال راه حلهای پیچیده بگردیم.
۲- دریخچال را باز کنید، فیل را در آن قرار دهید و سپس در یخچال را ببندید. این پاسخ اشتباه است، پاسخ درست این است، در یخچال را باز کنید. زرافه را بیرون بیاورید، فیل را در یخچال بگذارید و سپس در یخچال را ببندید. این سوال به ما یاد می دهد که برای حل مساله، به فعالیتهای قبلی نیز فکر کنیم.
۳- پاسخ درست این است : فیل. چون فیل داخل یخچال بوده و نمی توانسته در گردهمایی شرکت کند. این سوال به ما یاد می دهد که در حل مساله نباید فرضیات قبلی را فراموش کنیم.
بسیار خوب! اگر به ٣ سوال اول پاسخ درست نداده اید هنوز یک شانس دیگر دارید.
۴- پاسخ درست این است با شنا از رودخانه عبور کنید. تمام تمساحها در گردهمایی حیوانات هستند و خطری شما را تهدید نمی کند. این سوال به ما یاد می دهد که از اشتباهات گذشته پند بگیریم!!

|
|
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
![]() |
:: موضوعات مرتبط: کاریکاتور ,
:: برچسبها: کاریکاتور , کاریکاتور ریاضی ,
طراحی ها:خدیجه اقدامی مقدم


